تقدیم به عزیزترینم.......................................
كنار آشيانه تو آشيانه مي كنم
فضاي آشيانه را پر از ترانه مي كنم
كسي سوال ميكند: به خاطر چه زنده اي؟
و من براي زندگي تو را بهانه مي كنم
2 نوشته شده در
شنبه 29 بهمن1384ساعت <9:33 قبل از ظهر توسط مهدی
|
زیباترین گناه زندگی من
وقتي که ديگر نبود،
من به بودنش نيازمند شدم.
وقتي که ديگر رفت،
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتي که ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد،
من او را دوست داشتم.
وقتي او تمام کرد،
من شروع کردم.
وقتي او تمام شد،
من آغاز شدم.
وچه سخت است تنها متولد شدن؛
مثل تنها زندگي کردن است،
مثل تنها مردن!
2 نوشته شده در
دوشنبه 10 بهمن1384ساعت <11:49 قبل از ظهر توسط مهدی
|
زیباترین گناه زندگی من
وقتي که ديگر نبود،
من به بودنش نيازمند شدم.
وقتي که ديگر رفت،
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتي که ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد،
من او را دوست داشتم.
وقتي او تمام کرد،
من شروع کردم.
وقتي او تمام شد،
من آغاز شدم.
وچه سخت است تنها متولد شدن؛
مثل تنها زندگي کردن است،
مثل تنها مردن!
2 نوشته شده در
دوشنبه 10 بهمن1384ساعت <11:49 قبل از ظهر توسط مهدی
|